تبليغاتX
هرکی هرکی
سلام

من بالاخره رفتني شدم از اينجا
همه چي سر جاشه فقط رفتم به اين آدرس
منتظرتون هستم!
2 نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 5:39 PM  توسط احسان  | 

نظر شما چيه؟

سلام

بچه‌تر كه بودم انگار واقعن دنيا بزرگتر بود،همه چيز برام مهم بود و هر اتفاقي برام مثل يه چيز باشكوه بود و كلي جدي مي‌گرفتمش،مثلن وقتي بابام مي‌گفت قراره فلان روز بريم سفر از چند روز قبل مقدمه‌چيني مي‌كردم و وسيله جمع مي‌كردم و كلي خوشحال بودم.
يه دكه روزنامه‌فروشي نزديك خونه‌ي ما هست،قبلن كه تا اونجا ميرفتم احساس مي‌كردم خيلي راه رفتم و نصف عالم رو طي كردم و بايد كلي هم خسته شده باشم؛از خونمون تا خونه‌ي مادربزرگم كه ديگه بيشترين فاصله بود!!
مي‌گن آدما بزرگ ميشن،نمي‌دونم اين خوبه يا بد ولي بزرگ شدن باعث شده از خيلي چيزاي (حالا)بي‌خود ديگه نتونم لذت ببرم.
حالا از راه ميرسم خونه و با همون لباس تنم راه ميفتم براي سفر و حتي ساك خودمم جمع نمي‌كنم و يكي ديگه برام اينكارو مي‌كنه؛حالا مسافتي هزاران برابر خونه تا دكه‌ي روزنامه‌فروشي رو پياده ميرم ولي فكر مي‌كنم هيچي نبوده! حالا وقتي مي‌ شينم پشت فرمون نمي فهمم زمان چه‌جوري ميگذره كه مي‌رسم به خونه‌ي مادربزرگم.
دنيا كوچيك شده يا ما بزرگ شديم؟ كدومش؟

2 نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 9:53 AM  توسط احسان  | 

چیزایی که مرا تکان داد!
سلام

 
 

امروز ميخوام از چيزايي بنويسم که لحظات بياد موندني رو برام رقم زدن از فيلم ها،موسيقي ها يا چيزاي ديگه شايد شما هم تو بعضيا با من هم عقيده باشين. شما هم بگيد چه چيزايي براي شما اينجوري تکون دهنده بودن....

**ميخواستم تيکه هايي از فيلم لئون که تکونم دادن رو بگم که ديدم خيلي زياد ميشه بنابراين

"فيلم لئون"!

**در مورد فيلم جاده ي مالهالند هم همين نظرو دارم ولي ميگم "تيراژ آغازي و پاياني فيلم

جاده ي مالهالند"

**يه آهنگ بيادموندني از گروه پينک فلويد.....Wish you were here مخصوصن تو

اجراي P*U*L*S*E

**بازم پينک فلويد ولي اين بار فقط ديويد گيلمور و آهنگ "murder"

**آهنگ numb از گروه لينکين پارک

**لحظات آغازين فيلم eyes wide shut

**دو تا تيکه از فيلم heat (باور کنيد ترجمشو نميدونم!) :
1)صحبت دنيرو با اون دختر کتابفروش که تو زمينه ي لس آنجلس نشستن
2)جايي که اشلي جاد ول کيلمر رو فراري ميده با حرکت دست

**قسمتي از فيلم روزي روزگاري در آمريکا که بچه ها از يه کوچه که پل بروکلين هم پشتشه

ميدون و موسيقي جادويي موريکونه هم داره ميره

**قسمتي از فيلم بيد مجنون که پرويز پرستويي روبروي استخري تو فرانسه نشسته و داره با

خدا حرف ميزنه

**يه بخش از ساندترک فيلم بابل که اسمش هست Deportion و تو فيلم با صحنه ي پرواز

هلي کوپتر همراهه که حتي مستقل از فيلم هم عاليه

** قسمتي از 21 گرم که خبر مرگ خانواده ي ناومي واتس رو بهش ميدن و بازي حيرت

انگيزش

**صحنه ي شليک جو پشي به گارسون توي فيلم goodfellas

**رانندگي ال پاچينو با فراري توي بوي خوش زن

**run forrest......run (گرفتيد ديگه؟!)

**سکانس پاياني stalker

**کات تاريخي استخوان به فضاپيما توي2001 : يک اديسه ي فضايي

**رسيدن ويتو آندوليني(کورلئونه) به آمريکا توي فيلم پدرخوانده(کلّن پدرخوانده!!)

**تعقيب و گريز برد پيت و قاتل(!) توي SE7EN

** صحنه های مربوط به امیلی توی فیلم امیلی پولن


پ ن1 : فکر کنم خيلي زياد شد! ولي تازه کليشو نگفتم...شما هم بگين
پ ن2 : ادامه مطلب مالهالند هم داره آماده ميشه!

2 نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 9:18 PM  توسط احسان  | 

شیشه شکست!
 

سلام

برنامه ي مثلث شيشه اي  چند شب پيش ناگهاني(!)تموم شد. حرف هاي زيادي در رابطه با پشت صحنه ي اين اتمام توي رسانه هاي چاپي و اينترنتي زده شد. امّا من ميخوام در مورد جهت گيري بشدّت تابلوي اين برنامه در دعوت از مهمانهاش حرف بزنم؛ در بحثي دوستي از جهت گيريهاي تابلوي اخبار 20:30 در جانبداري از دولت نهم و کوبيدن اصلاح طلبان حرف مي زد و خيلي هم شاکي بود و بنظر من تاحد خيلي زيادي هم حق داشت ولي در مورد برنامه ي مثلث شيشه اي اين حرف ها(البته در جهتي ديگر)بيشتر صدق ميکنه!اين آقاي رشيدپور درست در مقطعي که بدليل  مشکلات اقتصادي و معييشتي بايد رسانه حرکتي در جهت تعديل فضا بکنه مياد و تنش رو بيشتر ميکنه؛ مهمان هايي مثل محمد هاشمي، مهدي کروبي(که مثل هميشه با حضورش و حرفهاي ارزشمندش کلي باعث انبساط خاطر ملت شريف ايران شد!)، مهندس عبدالعلي زاده و...که هر آدم پرت و بي خبري هم از دليل اين دعوت ها آگاهه.حالا مقايسه کنيد گفتگوي عبدالعلي زاده رو با گفتگوي علي اکبري و حرف هاي مجري رو در مقابل هر کدوم.حالا کسي ديگه توجه نمي کنه که اين آقاي عبدالعلي زاده که بيرون گود نشسته چرا در زمان خودش استيضاح شد، چرا؟ حالا کسايي ميان و ميگن که چرا روحيه ي نقدپذيري تو جامعه نيست و چرا اين برنامه تعطيل شد (و اگه فرض هاي اول صحبت رو درست بگيريم) حرفشون هم کاملن درسته و اين انتقاد جدي به سياستهاي اعمال شده در اين زمينه وارده ، ولي حافظه ي ملت ايران فراموش نمي کنه اتفاقاتي رو که در زمان پخش سريال نقطه چين از شبکه ي سوم سيما در زمان دولت اصلاحات افتاد و تا مدت ها طنز تلويزيوني  اخته شد و بنظر حضرات عين نقدپذيري بود و در حال حاظر مدينه ي فاضله فرض ميشه.رشيدپور هم از ابتداي کار با تيتراژ معني دار پايان برنامه کاري کرد که اين مسائل جدي تر ديده بشن. در هرحال بهتره بجاي تخريب گري روحيه نقادي داشته باشيم؛  فرقي نمي کنه که در چه زماني و چه دولتي بسر مي بريم اين رفتار ماست که در سنگر حق يا باطل بودن ما رو مشخص مي کنه.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 12:22 PM  توسط احسان  | 

Wish you were here
ٌwish you were here


بی  تو لحظه ای دیگر هم کنون مرد

آری لحظه ها هم تاب بی تو بودن ندارند

چون سایش برگی به دیوار زبر و سرد

و تو همچنان که نیستی

آسمان خالیست و تو نیستی

وهم جاریست


و تو همچنان که نیستی...

2 نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 1:2 PM  توسط احسان  | 

لنگی این قافله تا بامداد محشر است!

ماجرا اینست: کم کم کمییت بالا گرفت
جای ارزشهای ما را عرضه کالا گرفت
احترام یا علی در ذهن بازوها شکست
دست مردی خسته شد پای ترازوها شکست
فرق مولای عدالت بار دیگر چاک خورد
خطبه های آتشین متروک ماند و خاک خورد
زبر بارانهای جاهل سقف تقوا نم کشید
سقفهای سخت مانند مقوا نم کشید
با کدامین سحر از دلها محبت غیب شد؟
ناجوانمردی هنر, مردانگی ها عیب شد؟
خانه دلهای ما را عشق خالی کرد و رفت
ناگهان برق محبت اتصالی کرد و رفت!
سرسرای سینه ها را رنگ خاموشی گرفت
صورت آیینه زنگار فراموشی گرفت
باغهای سینه ها از سروها خالی شدند
عشق ها خدمتگذار پول و پوشالی شدند
از نحیفی پیکر عشق خدایی دوک شد
کله احساسهای ماورایی پوک شد
آتشی بیرنگ در دیوان و دفترها زدند
مهر باطل شد به روی بال کفترها زدند
اندک اندک قلبها با زرپرستی خو گرفت
در هوای سیم و زر گندید و کم کم بو گرفت
غالبا قومی که از جان زرپرستی می کنند
زمره بیچارگان را سرپرستی می کنند!
سرپرست زرپرست و زرپرست سرپرست لنگی این قافله تا بامداد محشر است!

کارگردانان بازی باز با ما جر زدند
پنج نوبت را بنام کاسب و تاجر زدند
چار تکبیر رسا بر روح مردی خوانده شد
طفل بیداری به مکر و فوت و فن خوابانده شد

2 نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 6:44 PM  توسط احسان  | 

حماسه ی دوم خرداد!!

سلام بر همگی!
اولن سالروز این اتفاق فرخنده(!) رو به تمام پیروان بر حقش تبریک میگم.
در روزهای گذشته در دانشگاه همایشی با عنوان " بررسی حماسه ی دوم خرداد پس از 11 سال" برگزار شد. البته من بعلت مشغله شرکت نکردم ولی دوستانی که رفته بودن میگفتن مراسم خوبی بوده(خب...الحمدلله!) دوستی به من از دستاوردهای این همایش میگفت که خانم کولایی مثلن دولت حاضر رو به باد انتقادهای تند گرفته و به فلان عنصر حساس جامعه هم کنایه هایی زده ...بعد هم با افتخار از به ثمر رسیدن تلاشهاش میگفت! بگذریم....

من دیروز و امروز در سری کارگاههای سیر تاریخی مدرنیته در غرب و ظهور و افولش شرکت کردم. دکتر سید مجید امامی هم مدرس بودند. بحثهای خوبی هم شد......در پایان جاسات هم فیلم "فتنه" رو برای دانشجوها پخش کردن. این فیلم به وضوح موج اسلام ترسی رو در غرب ترسیم میکرد و ابزاری و که غرب دست به دامان اون شده بود تا از گسترش دین اسلام جلوگیری کنه که همه اطلاع دارید....

چند روز قبل در اخبار تلویزیون برای چندمین بار از اعتراف گروههای خبری معلوم الحال غربی که سالانه بودجه ای سرسام آور و هدفمند بر ضد جمهوری اسلامی دریافت میکنند مبنی بر ارتباط جهت دار اونها با احزاب جبهه ی موسوم به "دوم خرداد" شنیدم و پیش خودم فکرهایی کردم..................بگذریم!

یه بنده خدایی میگفت شما فکر کن شب جمعه رفتی توی بهشت زهرا(س) و می بینی که یه خانمی که کمترین بهره ای از لباس و حجاب نبرده(!) داره برای امواتش خرما خیرات میکنه....اونی که اینو میگفت در بحث هویت تفکر و تمدن دینی و تفاوتهاشون صحبت میکرد و نمیدونم اصلن من چرا ناخودآگاه(؟) به اینجا کشیده شدم............بگذریم!
2 نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 7:57 PM  توسط احسان  | 

پرسپولیس قهرمان شد!
سلام

دقایقی پیش تیم محبوبم قهرمان شد و اومدم به عشق آسد افشین قطبی(سلطان جدید پرسپولیس) آپدیت کنم.

2 نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 6:37 PM  توسط احسان  | 

بازم بگین شیرازیا تنبلن!!

زن ایرانی صاحب نشان برترین مخترع جهان
2 نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 6:24 PM  توسط احسان  | 

برای او که...
سلام

ول کن برگمنو . بعدن می نویسم! امروز گفتم بنویسم نه برای دلم شایدم برای دلمه و خودم نمیدونم. برای کسیه که شاید...شاید بیاد اینجا و نگاش بیفته به اینا بلکه دلم خوش شه.خیلی وقته که میخوام بگم ولی هر دفعه مثل همین الان قلمم توی دل میشکنه.ولش کن...شاید جاش نیست.اولش فکر میکردم که همه چی مناسبه ولی حالا حاضرم روی سنگ غسالخونه بغلطم بل که اثر کنه...نمی دونم چی دارم میگم ...ولش کن!
2 نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 5:56 PM  توسط احسان  | 

بدون شرح!!
راستی چند تا عکس دیدم به مناسبت چهلمین سالگرد اعتراضات می 1968 فرانسه که یکیش نظرمو جلب کرد....




و یه خبر جالب در مورد عباس کیارستمی و حراج کریستی دبی!
2 نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 6:29 PM  توسط احسان  | 

آرزومه که یه لحظه...
سلام

بالاخره بعد از مدتها عطش چاوشی گوش دادنمون ارضا شد! یکی دو هفته ای هست که چندتا از کارهای محسن چاوشی به دستم رسیده(عصبانی نشید...من هر وقت این آثار به بازار هم بیان با کمال میل پول میدم بالاش) و خلاصه دارم شب و روز میگذرونم باهاشون اینم متن یکی از ترانه هاش:

آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی/ آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهره/ توی شهر بی تو اما دل من با همه قهره

توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته/ هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته

شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه/ دارم از نفس میفتم مثل یه گیاه هرزه


2 نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 6:14 PM  توسط احسان  | 

یا علی مددی!
سلام
اومدم به افتخار رضا امیرخانی عزیز که بگم خیلی باهاش حال کردم مدتها بود بعد از ناطور دشت کتابی اینجور منو نگرفته بود...من او رو! هرچی گشتم تو اینترنت که صفحه ای منسوب یهش پیدانکردم (یا شایدم با اسم مستعار مینویسه....چون واقعا حیفه اگه ننویسه) به هر حال هرکی دیدش سلام منو بهش برسونه.
اینم یه نقد در مورد یکی از محبوبترین فیلمهام : فیلم کوتاهی درباره ی کشتن
2 نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 5:52 PM  توسط احسان  | 

-آقای محترم شما تو 4 جلسه ی گذشته همش غیبت کردید....

-چی؟ غیبت کردم؟ فکر کردی میترسم....جلو روشم میگم!!
2 نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت 3:38 PM  توسط احسان  | 

Dear God ....Why?
ای وای این مطلبو بخونید حتما حیفه بخدا!!
2 نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 2:6 PM  توسط احسان  | 

everything you design or create in your dream is another version of yourself
Once upon a time, I, Chuang Chou, dreamt I was a butterfly, fluttering hither and thither, to all intents and purposes a butterfly. I was conscious only of my happiness as a butterfly, unaware that I was Chou. Soon I awaked, and there I was, veritably myself again. Now I do not know whether I was then a man dreaming I was a butterfly, or whether I am now a butterfly, dreaming I am a man.
2 نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 10:31 AM  توسط احسان  | 

چقدر مزخرفه وقتی کلی آدرس تایپ میکنی بعد میبینی که Alt+Shift رو نگرفتی...!
2 نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 6:47 PM  توسط احسان  | 

حیا کن!!
سلام
سردار زارعی که فکر کنم رئیس پلیس تهرانه رو تو خونه ی فساد با 6 تا زن گرفتن !!!! جدی میگم!اونجایی که خبرو ازش خوندیم هم فیلتر شده نمیتونم لینک بدم


راستی من ALLSTAR خوب میخوام کسی جایی سراغ داره(کفش!)؟

2 نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 6:27 PM  توسط احسان  | 

لینچ دوستان بیایید!
2 تا پیشنهاد توپ دارم برای دیوانگان لینچ اگه خدای نکرده هنوز فیلم آخر استاد رو ندیدید همین امشب ببینید و من حقیر رو با نظراتون راهنمایی کنید !! باور کنید سنگینه ! هرکی هر برداشتی حال میکنه بکنه آقا ...دنیای سورئاله برو حالشو ببر! اینم مصاحبه ی سعید کمالی دهقان با شخص استاد...

2 نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 10:21 PM  توسط احسان  | 

بجنگ تا بجنگیم...
سلام

اولا اینجا رو ببینید تا بعد
من الان تو شیراز دانشجو هستم نمیدونم شنیدید یا نه که حدودا 2 هفته اینجا برای برکناری رئیس دانشگاه تحصن شده بود . میخواستم چندتا نکته رو بگم که چه تحصن مسخره و سرکاری ای بود!! من اصلا با درستی و نادرستی اعتراضها کاری ندارم فقط میخوام بگم این آقای رئیس در حال حاضر سخنگوی شورای نگهبان در استان...مسئول ستاد نظارت بر انتخابات...هم هست ..حالا به نظر شما این حرکت که تاکید زیادی هم روی استعفای صادقی داشت اونم در این زمان که نزدیک انتخابات مجلس هستیم خودجوش و طبیعیه؟! من که باور نمی کنم تازه تو خودت بودی الان استعفا می دادی؟ والا نمی دادی!! شعار مورد استفاده ی متحصنین هم که فرت و فرت تاکید میکردن "دوستان یادمون نره هدف ما سیاسی نیست و برکناری دکتر صادقی رو میخوایم" یعنی "ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم" هم از شعارهای معروف سازمان مجاهدینه(!) که علنا حمایت و درود خودش رو هم نثار متحصنین کرد...خودتون قضاوت کنید!
2 نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 9:36 PM  توسط احسان  | 

سلام
این اولین پست این وبلاگه و امیدوارم آخریش نباشه...
اینجا من از سینما بیشتر میگم و سینما !
در ضمن علاقه ی اصلی من فیلمهای دیوید لینچ هستش !
بزودی میام و بیشتر می نویسم.
2 نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 4:58 PM  توسط احسان  |